مانی محرابی

یادداشت های دکتر مانی محرابی، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل

مانی محرابی

یادداشت های دکتر مانی محرابی، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل

برجام چه تاثیری بر روابط ایران با ترکیه، چین، روسیه و آمریکا دارد؟

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در خبرگزاری خبرآنلاین :

http://www.khabaronline.ir/(X(1)S(evotnwk3kt2y51vjbtqtmszi))/detail/512258/World/diplomacy

 

 توافق در برنامه جامع اقدام مشترک یا برجام، تفکر حاکم بر سیاست خارجی معطوف به ایران را در چهار کشور بیش از دیگر کشورها دچار تغییر خواهد کرد، ایالات متحده، روسیه، چین و ترکیه.

در حال حاضر می‎توان ایران را تنها کشوری در خاورمیانه دانست که با وجود مسائل و مشکلات متعدد منطقه منجمله جنگ و آشوب بی سابقه در سوریه، عراق و یمن، پدیده شوم داعش، بحران اقتصادی مبتنی بر قیمت جهانی نفت و ... همچنان توانسته به روند معمول خود در داخل و خارج ادامه دهد و این مسئله سبب پدید آمدن شرایطی شده که نفوذ روز افزون ایران در منطقه و حتی فرامنطقه در ابعاد سیاسی و نظامی از پیامدهای آن هستند.

با اجرایی شدن برجام و کاسته شدن فشارهای بین المللی در ابعاد اقتصادی و سیاسی این نفوذ گسترده به طبع با افزایش مواجه خواهد شد. موارد فوق الذکر و شرایط خاص ژئوپلتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک ایران در خاورمیانه و جهان، قدرت‎های جهانی را به فکر بازنگری در ماهیت، کیفیت و کمیت روابط خود با ایران انداخته است.

اما توافق در برنامه جامع اقدام مشترک یا برجام، تفکر حاکم بر سیاست خارجی معطوف به ایران را در چهار کشور بیش از دیگر کشورها دچار تغییر خواهد کرد، ایالات متحده، روسیه، چین و ترکیه.

در دوره تحریم‎های 12 ساله، روسیه با وجود عدم تطبیق کامل سیاست‎هایش با ایران، دارای اهدافی همسو با ایران بوده و این همسویی، در مقاطعی حساس به حمایت‎های روسیه از ایران منجر شد. در شرایطی که 12 سال تحریم اقتصادی و سیاسی هر کشوری را به زانو در می‎آورد، ایران خود را حداقل در ویترین جهانی از این قاعده مستثنی نشان داد که این حمایت‎ها در این مهم بی تاثیر نبود، از به تاخیر انداختن صدور قطعنامه‎های شورای امنیت تا همسویی در درگیری‎های سوریه که مسکو را به دوستی قابل اعتماد و صمیمی با معیارهای تراز اول جهانی برای تهران تبدیل کرد.

شاید اینگونه تصور شود که با عادی شدن روابط میان ایران و غرب، تهران در روابط سیاسی و اقتصادی خود تجدید نظر کرده و به سوی غرب گرایش پیدا خواهد کرد، این اتفاق شاید در بعد اقتصادی رخ دهد لیکن هرگز تهران تمام سرمایه سیاسی‎اش را روی گزینه خطرپذیر غرب سرمایه گذاری نخواهد کرد. از یک سو اروپا هرگز از لحاظ سیاسی نمی‎تواند نسبت به رابطه سیاسی تهران و مسکو دارای همسویی بیشتری با تهران باشد و از سوی دیگر انتخابات ایالات متحده در سال 2016 برجام را در شرایط شکننده قرار خواهد داد. ایران با علم به این مسائل در کشوری سرمایه گذاری سیاسی خواهد کرد که گزینه کم خطرتری باشد، یعنی روسیه. ایران هرگز فرصت پدید آمده فعلی را با ریسک سیاسی به چالش نخواهد کشید و با وجود گرایش اقتصادی به سوی غرب، علی الخصوص اروپا، همچنان به سرمایه گذاری سیاسی در روسیه مشغول خواهد بود.

لغو تحریم‎ها شرایطی را پدید خواهد آورد که ایران را بطور بالقوه به یک قدرت جهانی در زمینه انرژی تبدیل و چهره‎ای موجه به ایران خواهد بخشید. از سوی دیگر برجام ابزاری جدید در جهت حل مسائل جهانی به دستان کاخ سفید اهدا کرد، دیپلماسی. آن هم بعد از تجربه تلخ دولت گذشته در افغانستان و عراق. با تمام این اوصاف ایالات متحده و ایران دارای سیاست‎های مختلف و در ضدیت با هم در قبال مسائل خاورمیانه هستند و به طبع ایالات متحده همچنان در تلاش خواهد بود تا از نفوذ ایران در منطقه جلوگیری کند. برنامه آینده ایران روشن است، ادامه روند نفوذ در جهان. نفوذ دیپلماسی مبتنی بر آشتی سیاسی در غرب، نفوذ دیپلماسی مبتنی بر حفظ جایگاه قدرت در منطقه و نفوذ مبتنی بر قدرت نظامی در سوریه، عراق و خلیج فارس.

ولی نکته پنهان، سیاست‎های آینده کاخ سفید است. ایالات متحده از یک سو باید رابطه‎ای دوستانه را با ایران با هدف حفظ برجام در پی بگیرد و از یک سو باید از نفوذ ایران در منطقه جلوگیری کند.

برجام برای ایران به مثابه توافقی که موجب تعلیق و فروپاشی تحریم‎ها می‌شود، تنها به مثابه یک ابزار است برای نایل آمدن به اهداف و رعایت خطوط قرمز استراتژیک در مذاکرات گواهی ست بر این موضوع، لیکن برنامه جامع اقدام مشترک برای ایالات متحده به این گونه نیست. برجام برای ایالات متحده هدف است. برجام به مثابه کنترل برنامه هسته‎ای ایران، هدفی ست که ساکنین کنونی کاخ سفید به راحتی آن را از دست نخواهند داد.

شاید به سرانجام رسیدن برجام بیش از اینکه به سود ایالات متحده بوده باشد، به سود ایران بوده لیکن شکست برجام بیش از ایران، به ضرر ایالات متحده خواهد بود زیرا برجام از سوی ایران به طور رسمی پذیرفته شده و قدرتمندان سیاسی ایران یک صدا در راستای اجرای آن سخن می‎گویند، ولی در مقابل در ایالات متحده همه چیز معکوس ایران است. نگرش‎ها نسبت به برجام در ایالات متحده کاملا دو سویه بوده به شکلی که امروز عملا سیاستمداران این کشور به دو دسته موافقان برجام و مخالفان برجام تقسیم شده اند و همین مسئله، نگاه جهانیان را در صورت شکست برجام برای کشف مقصر به سوی کنگره، سنا و کاخ سفید جلب خواهد کرد. این مسئله ضربه سنگینی به اعتبار دستگاه دیپلماسی ایالات متحده وارد خواهد آورد.

اجرایی شدن برجام و عادی سازی روابط با اروپا و آمریکای شمالی سبب گمانه زنی‎ها پیرامون ارتباط آینده ایران با این کشور‎ها و فرصت‎های پیش روی ایران، خصوصا در بعد اقتصادی شده است. عده‎ای بازار اروپا را به آسیا ترجیح داده و ایران را مستعد دریافت تکنولوژی اروپایی می‎دانند و عده‎ای دیگر اعتقاد به ادامه روند آزمایش شده و بدون ریسک فعلی داشته و آینده اقتصادی ایران را در مراوده با آسیا خصوصا چین روشن‎تر می‎پندارند.

اما جدا از بحث مفیدتر بودن کدام گزینه برای ایران باید اظهار داشت اصولا این موضع‎گیری که به دلیل ایجاد رابطه با اروپا باید رابطه با چین را قطع کرد یا به دلیل رابطه با چین، نباید با اروپا ایجاد رابطه کرد، موضع‎گیری صحیحی نیست. رابطه با چین و رابطه با اروپا نافی یکدیگر نبوده و باید از تفکرات باینری در تحلیل‎ها خصوصا در مسائل دیپلماسی دوری جست.

یکی از اصول دیپلماسی در کشور‎های آزاد، بهره جویی از حداکثر فرصت‎ها برای پیشرفت و توسعه است و ایجاد خطوط قرمزی این چنینی با روح دیپلماسی در تضاد.

چین جایگاه خود را به عنوان یکی از قدرت‎های اقتصادی جهان که به زودی به قدرت اول اقتصاد جهان تبدیل خواهد شد تثبیت کرده و از این روی، برقراری ارتباط با چین برای هر کشوری مفید است و این امر در میزان کشورهای مرتبط با اقتصاد چین مشهود می‎باشد. ایالات متحده، آلمان، ژاپن، روسیه و ... نمونه‎ای از شرکای تجاری چین هستند که هر کدام از قطب‎های اقتصاد جهان محسوب می‎شوند. ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست و طبیعتا تلاش خواهد کرد رابطه خود و چین را حفظ کرده و حتی گسترش دهد.

این احتمال، با گرایش بیشتر چین به مصرف نفت و افزایش واردات نفتی، بیشتر نیز خواهد شد. ایران که اکنون با افزایش تولید نفت مواجه شده، قطعا در معادلات خود چین را به عنوان یک مشتری بالقوه در نظر گرفته و در تلاش است تا آن را بیش از پیش بالفعل کند. این اتفاق رابطه‎ای متعادل‎تر و دو سویه را در رابطه اقتصادی چین و ایران رقم خواهد زد که به طبع گسترش بیشتر روابط میان دو کشور در تمام زمینه‎ها را در آینده نزدیک سبب می‎شود.

مطمئنا آزادسازی تعاملات میان ایران با اروپا و آمریکای شمالی باعث کاهش کمی واردات ایران از چین خواهد شد ولی این کاهش کمی در کنار افزایش واردات نفتی چین از ایران، بالانس شدن معاملات دو کشور را پی داشته و به بهتر شدن این رابطه اقتصادی از لحاظ کیفی ختم می‎شود.

نیاز چین برای سرمایه گذاری در خارج از کشور و در مقابل آن نیاز ایران برای جذب سرمایه خارجی نیز در این امر تاثیرگذار خواهند بود.

با وجود تمام این موارد، برجام علاوه بر کم کردن میزان مراودات اقتصادی دو کشور و افزایش کیفیت این مراودات، افزایش روابط میان دو کشور در سایر موارد را نیز در پی خواهد داشت.

ایران و چین در مسائل خلع سلاح جهانی، امنیت بین الملل، مقابله با تروریسم، امنیت آب‎های آزاد مسیر انتقال انرژی و ... دارای مواضع مشترک بوده و این مسائل خصوصا در کنار مسئله افغانستان و داعش، این دو کشور را در ابعاد سیاسی و نظامی نیز در کنار هم قرار داده است.

نفوذ داعش در خاورمیانه، خصوصا افغانستان و به تبع آن آسیای مرکزی به هیچ وجه خوشایند چین نبوده و کلید جلوگیری از این اتفاق در دستان ایران است. از این روی چین در صدد خواهد بود با مراودات بیشتر نظامی با ایران، این کشور را در این مهم یاری کند.

از سوی دیگر ایران نیز بعد از تجربه بیش از یک دهه تحریم، در صدد استفاده بهینه از این رخداد و مراوده نظامی ست. مراوده‎ای که برای چین امنیت منطقه‎ای و بازار فروش سامانه‎های نظامی، و برای ایران تسهیل روند نیل به اهداف امنیتی در منطقه و تجهیز سامانه‎های نظامی را در پی خواهد داشت.

در بعد سیاسی نیز سیاست کلی چین، اعتماد سازی و به تبع آن استحکام بخشی روابط دیپلماسی است که خصوصا در زمان تحریم‎ها با اعمال خود در شورای امنیت سازمان ملل و گروه پنج به علاوه یک، و در مقابل آن پیشبرد سیاست عدم دخالت در امور داخلی ایران بخوبی آن را انجام داده و موفق بوده است.

این قضایا چین را به دوستی غیر استعمارگر و پایبند به اصول همزیستی مسالمت آمیز برای ایران، و ایران را به دوستی مورد اعتماد و دارای جایگاه ژئوپلتیک و ژئواکونومیک مناسب با موقعیت دیپلماسی رو به رشد در جهان برای چین تبدیل کرده است که مسلما برجام و تلاش چین برای ثمر دادن آن، بر استحکام و عمق این دوستی تاثیری مثبت و بسزا خواهد گذاشت.

در ادامه، ترکیه نیز به عنوان یکی از بازیگران تاثیرگذار و قدرت‎های سیاسی و نظامی خاورمیانه به دنبال بهره برداری حداکثری از برجام است. ترکیه و ایران در مواردی از مسائل منطقه مانند درگیری‎های سوریه و عراق دچار اختلاف نظر هستند لیکن با تمام این اوصاف در نهایت برای یکدیگر به عنوان دو کشور دوست محسوب شده، برای حل مسائل مستقیم‎شان تنها چشم به گزینه‎های دیپلماتیک دارند و برای حل مسالمت آمیز و به دور از افراطی‎گری این قضایا به کمک یکدیگر نیازمندند. این موضوع اولین موضوعی‎ ست که توافق برجام بر آن تاثیر خواهد گذاشت و علاوه بر تسهیل در روند وقوع آن، باب گفتگوهای برد برد را نیز خواهد گشود زیرا برجام نشان داد، در خاورمیانه نیز می‎توان برای حل مناقشات به دیپلماسی متمکن بود و دولتمردان آنکارا و تهران هم در مقاطع مختلف ثابت کرده‎اند توانایی فائده یافتن از فرصت‎های دیپلماتیک را دارا هستند.

تهران و آنکارا بارها ثابت کرده‎اند روابط شان متاثر از هیچ مولفه‎ای غیر از دیپلماسی مبتنی بر واقع بینی نبوده و رابطه ترکیه با اسرائیل یا ایران با روسیه، مسئله اقلیت‎های دو کشور، مسائل مذهبی و ... تاثیری بر روابط این دو دولت ندارند.

در بعد سیاست بین المللی، آنکارا سه گزینه ائتلاف برای استحکام بخشی به جایگاه‎اش در منطقه پیش رو دارد. ائتلاف با اسرائیل، ائتلاف با مصر و ائتلاف با ایران. ائتلاف با اسرائیل یا مصر دارای هزینه‎های دیپلماتیک برای ترکیه خواهد بود که در راستای عادی سازی روابط باید پرداخته شود و قطعا طبعاتی را نیز در داخل کشور به همراه خواهد داشت لیکن ائتلاف با ایران جز در موارد اندک، صرفا تحکیم روابط با دوستی قدیمی و همسو ست.

در بعد مسائل اقتصادی نیز عادی سازی مراودات اقتصادی ایران و اتحادیه اروپا و ایالات متحده نیز مسبب شرایط اقتصادی ویژه‎ای برای ترکیه خواهد بود. شرایطی که در وهله اول به دلیل شرایط جغرافیایی و در وهله دوم به علت مراودات دیپلماتیک میان ترکیه و اتحادیه اروپا و ایالات متحده می‎باشد.

 ترکیه از مصرف کننده ترین کشورهای جهان در بعد انرژی محسوب می‎شود و قسمتی عمده‎ای از برق، گاز و نفت خود را از ایران وارد می‎کند که مسلما حاکم بودن شرایط متعادل بر ایران از لحاظ اقتصادی و سیاسی در بعد منطقه‎ای، ترکیه را از ثبات تامین انرژی بهره مند خواهد ساخت. از سوی دیگر ترکیه به دنبال سرمایه گذاری در بازار پرسود انرژی، خصوصا نفت در ایران بوده که برجام این امر را نیز تسهیل خواهد کرد. ترکیه همچنین میزبان خطوط انتقال گاز نوباکو و پارس است که وظیفه انتقال گاز ایران از منابع پارس جنوبی و دریای کاسپین به اروپا را بر عهده دارند. عادی سازی مراودات مالی ایران و اروپا به معنای انتقال بیشتر گاز و به تبع آن حق ترانزیت بیشتر برای ترکیه خواهد بود.

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی