مانی محرابی

یادداشت های دکتر مانی محرابی، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل

مانی محرابی

یادداشت های دکتر مانی محرابی، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل

ایالات متحده و پارادوکسی به نام چین

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه جام جم 25 آذر 1395 :

http://press.jamejamonline.ir/Newspreview/2656604007475175113

ایالات متحده در دهه اخیر با تغییر الگوی رفتاری خود در مقابل چین، سعی در محدود سازی رشد اقتصادی و نظامی چین و در کنار آن، با ادامه سیاست حمایت از کشورهای شرق آسیا مانند ژاپن، هند و حتی کره جنوبی سعی در نیل به تعادل از دست رفته در آسیا و در بعدی بزرگ‌تر، در جهان دارد. بر اساس شواهد عینی آنچه واضح است سیاست‌های گذشته ایالات متحده در شرق آسیا که همواره مبتنی بوده بر ایجاد توازن قوا بر پایه تعامل میان قدرت‌های منطقه‌ای شرق آسیا در ابعاد اقتصادی و نظامی، و سیاست اخیر این کشور که نهایتا مهارسازی اقتصادی چین را هدف قرار داده نتوانسته‌اند واشینگتن را به مقصود برسانند و در این مدت نه تنها اقتصاد چین مهار نشده، بلکه این کشور در مسیر رساندن قدرت سخت خود نیز به شاخصه‌های جهانی است. گرچه چین در نیل به این هدف راه سختی پیش رو دارد اما تنش‌های اخیر این کشور، مبتنی بر مسائل منوط به قلمروی سرزمینی با کشورهای همسایه، سبب ایجاد واهمه تکرار فاجعه 1914 برای ایالات متحده و هم پیمانانه آسیایی این کشور شده. از سوی دیگر روند رشد اقتصادی چین و نوع مراودات مالی این کشور با ایالات متحده که در بعد سرمایه گذاری به شرکت‌های چینی اجازه سرمایه گذاری در تمام بخش‌های اقتصادی ایالات متحده را داده و در مقابل، در بحث جذب سرمایه جز در بخش صنعت، جذب سرمایه خارجی را منع و کاملا بسته عمل کرده و در کنار این فاکتور پایین نگه داشتن تصنعی نرخ یوآن، سبب کاهش اشتغال در بخش صنعت ایالات متحده به میزان 35% و کاهش فرصت‌های شغلی این کشور به میزان 25% در دهه اول قرن جاری شده که این مسئله نمایانگر تهدید شدید بالقوه اقتصاد چین برای ایالات متحده است.

تیم روابط بین الملل ترامپ با آگاهی به مسائل فوق الذکر در صدد تغییر در راهبرد ایالات متحده در خنثی سازی اقتصادی و نظامی چین به وسیله نزدیکی به روسیه می‌باشد. به واقع این کشور قصد دارد این بار بر خلاف گذشته، با نزدیکی به روسیه از ایجاد ائتلاف روسی چینی جلوگیری و چین را در انزوای دیپلماتیک قرار دهد.

برای درک صحیح چالش‌های ایالات متحده در تحقق نگرش فوق، باید نگاهی به سیاست‌های کلان دو کشور انداخت. ایالات متحده در حال حاضر از تئوری واقع گرایی تدافعی تبعیت می‌کند و در مقابل آن، روسیه تئوری آرمانگرایی ناسیونالیستی را پی گرفته که این به معنای تداخل در اهداف و عدم درک صحیح متقابل از جانب دو کشور به شکل بالقوه است. در حال حاضر و با توجه به برتری روسیه در دو جبهه درگیری متقابل با ایالات متحده یعنی اوکراین و سوریه که دروازه‌های تقابل هژمون‌های غرب و شرق تلقی می‌شوند و مشکلات مربوط به رخدادهای زمان ریاست جمهوری دمیتری مدودف، این ایالات متحده است که برای کشاندن طرف مقابل به میز مذاکره نیازمند تلاش است. قدم اول کاخ سفید در جهت تحقق هدف فوق نیز می‌تواند ایجاد تعادل در دو محور استراتژیک اوکراین و سوریه در جهت ایجاد توازن در روابط دو کشور باشد. نکته اساسی در این میان نیز عدم توانایی تمرکز حداکثری ایالات متحده در دو منطقه پر تنش از جهان یعنی خاورمیانه و آسیای شرقی به طور همزمان می‌باشد.

به واقع ایالات متحده در رابطه با بحران چین دچار یک دور تسلسل کوچ از خاورمیانه به شرق آسیا و تمرکز دوباره بر مسائل خاورمیانه در جهت به دست آوردن همراهی روسیه در کوچ به آسیای شرقی شده که پارادوکسی سردرگم را برای سیاست خارجی این کشور در سال‌های آتی به وجود خواهد آورد.

بازنشر در روزنامه شرق :

پنجشنبه 2 دی 1395 شماره 2757

http://www.sharghdaily.ir/News/110514/%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%88%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85-%DA%86%DB%8C%D9%86

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی