مانی محرابی

یادداشت های دکتر مانی محرابی، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل

مانی محرابی

یادداشت های دکتر مانی محرابی، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل

تحلیلی بر تحرکات نظامی واشنگتن

 نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در روزنامه اعتماد 28 فروردین 1396 :

http://etemadnewspaper.ir/?News_Id=72477

حمله موشکی دو ناو یو‌اس‌اس راس و یو‌اس‌اس پورتر ایالات متحده به فرودگاه شعیرات سوریه و تحرکات ناوگروه کارل وینسون ایالات متحده در آب‌های بخش غربی اقیانوس آرام به قصد استقرار در نزدیکی شبه‌جزیره کره را می‌توان در سه سطح مورد تحلیل قرار داد. در سطح بین‌المللی، حمله به فرودگاه شعیرات می‌تواند قبل از آنکه هشداری باشد برای ایران، روسیه و سوریه، عکس‌العملی باشد مبتنی بر رفتار متحدان این کشور در قبال تحولات منطقه در سال‌های بعد از بحران اخیر خاورمیانه، رفتارهایی که عموما بر مبنای تکروی و در راستای منافع شخصی حکام مستقر در رژیم‌های متحد ایالات متحده صورت گرفت. رژیم اسراییل دقیقا در زمانی که کاخ سفید به همراهی این رژیم در مناقشات منطقه‌ای خصوصا در سوریه نیاز مبرم داشت به دلیل عدم برخورداری از پتانسیل لازم جهت ورود بحران‌های جهانی، از ورود به این مناقشات سر باز زد. عربستان سعودی به واسطه تغییر افراد تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیرنده به دلیل مرگ ملک عبدالله، با آرزوی امتیازگیری بیشتر از متحد بین‌المللی خود یعنی امریکا دست به اقدامات ماجراجویانه زد که نهایتا به پدید آمدن بحران یمن و پیچیده شدن بحران سوریه ختم شد. ترکیه به عنوان شریک استراتژیک نظامی ایالات متحده بعد از رویارویی با بحران داخلی، سیاست خارجه خود را در راستای مرتفع کردن معضلات سیاست داخلی خود بنا نهاد که این مساله به بروز رفتارهایی برخلاف منافع ایالات متحده خصوصا در سوریه ختم شد. مصر نیز بعد از روی کار آمدن ژنرال سیسی با پیگیری سیاست‌های واقع‌گرایانه درصدد ایجاد توازن در سیاست خارجه خود است که تمایل به سمت مسکو نیز از پیامدهای همین سیاستگذاری است. ایالات متحده با آگاهی به این مسائل درصدد اصلاح روابط خود با این متحدان تضعیف شده برآمده و در این راستا نیاز به برگ برنده‌ای دارد که هم نشان‌دهنده جدیت و تغییر تئوری حاکم بر سیاست‌های خاورمیانه این کشور از نئولیبرالیسم به نئورئالیسم باشد و هم در راستای اهداف و درخواست‌های سالیان اخیر این متحدان از ایالات متحده مبنی بر جبهه‌گیری در مقابل ائتلاف ایران و روسیه، درخواستی که از سوی کاخ سفید در دوره اوباما به طور کامل به آن پشت شده بود. در باب تحرکات ناوگروه کارل وینسون اما ماجرا کمی تفاوت دارد. هدف اول کاخ سفید از این اقدام، اطمینان بخشیدن به متحدان منطقه‌ای و هدف ثانویه، اخطار به چین و القای روی میز بودن تمام گزینه‌ها برای مقابله با دشمنان است که البته بسیار بعید است با این قبیل اقدامات بتوان به این هدف نزدیک شد.
در سطح ملی، ترامپ را می‌توان نامحبوب‌ترین رییس‌جمهور ایالات متحده دانست که محصول شکسته شدن نظم بین‌الملل مبتنی بر منافع امریکا است و به همین دلیل تمام شاخصه‌های شکست این نظم که در دوره قبل با زیرکی کاخ سفید پنهان شده بود و در این دوره نمایان شده، به وی و عملکردش منسوب خواهد گشت. جبهه‌گیری شدید بی‌سابقه هر دو طیف سیاسی کشور بر علیه وی، بازی رسانه‌ای دوقطبی نخبه‌گرایی و عوام‌گرایی که به تظاهرات مردمی ختم شد، انتساب رابطه مخفیانه با روسیه به وی و تیم دولتی‌اش، لغو مکرر فرمان‌های مهاجرتی ترامپ و نمونه‌هایی از این دست‌کم نیستند. ترامپ نیز با ایجاد درگیری کنترل شده با کشورهای خاورمیانه و شاید خاوردور درصدد انحراف افکار عمومی به سمت یک بحران خود ساخته خارجی ست تا از حجم فشار ایجاد شده بر علیه خود و دولت متبوعش بکاهد که به احتمال بسیار زیاد موفق نیز خواهد شد.
در سطح فردی اما ماجرا کمی پیچیده‌تر است. ترامپ اساسا شخصی است برونگرا، خودشیفته و کمال طلب و این به معنای علاقه شدید وی به دیده شدن و دریافت تایید دیگران است. در جامعه امریکا نگاه مثبتی نسبت به ترامپ وجود ندارد و عمده محبوبیت وی که به دلیل حمایت مالی از ورزش‌های مورد علاقه مردم امریکا به دست آمده نیز با مسائل مربوط به رسوایی‌های وی که در زمان انتخابات مطرح شده بود تقریبا از بین رفته است. با این حال حمله موشکی به سوریه نوعی تایید را از جانب رسانه‌های ایالات متحده برای وی به همراه داشت و این دقیقا همان نقطه وحشتناک ماجراست. ترامپ را می‌توان جزو افرادی دانست که به جای کنترل رسانه‌ها و استفاده ابزاری از آنها در جهت نیل به اهداف از پیش تدوین شده، خود تحت تاثیر رسانه‌ها قرار می‌گیرد. ترامپ به خوبی می‌تواند از ابزار رسانه استفاده کند اما نه در جهت منافع ملی، بلکه در جهت شهرت شخصی. نمونه بارز این اقدام وی نیز جبهه‌گیری علیه شبکه خبری سی‌ان‌ان، یکی از ارکان کاخ سفید در راستای جهت‌دهی به افکار عمومی است.
با توجه به حالات روانی ترامپ، اقدام به ماجراجویی‌های پوپولیستی جدید مانند آنچه در سوریه، افغانستان و شبه‌جزیره کره شاهد بودیم در جهت دریافت تایید رسانه‌ها و به تبع آن تایید جامعه امریکا به هیچ عنوان امری بعید نیست و به عبارت بهتر، باید منتظر بود تا ترامپ را پس از اتمام بازی تشویق و تنبیه رسانه‌ای تماشا کرد!

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی