مانی محرابی

یادداشت های دکتر مانی محرابی، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل

مانی محرابی

یادداشت های دکتر مانی محرابی، تحلیلگر ارشد مسائل بین الملل

۴۰ مطلب با موضوع «رسانه های خارجی» ثبت شده است

برتری ایدئولوژی بر دیپلماسی در بحران سوریه

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در خبرگزاری اسپوتنیک :

https://ir.sputniknews.com/opinion/201701312183127

آنچه از رفتار روسیه در قبال بحران سوریه و خصوصا نشست آستانه و طرح‌های مشابه استنتاج می‌شود این است که روس‌ها اعتقاد دارند دیپلماسی قدرتمندتر از ایدئولوژی است، در این صورت می‌توان با فشار سیاسی و حتی نظامی بر گروه‌های معارض دولت سوریه و داعش به صلح رسید لیکن این تئوری حداقل در خاورمیانه مصداق نخواهد داشت.

در خاورمیانه و مشخصا بحران سوریه، شاید در سطح بین المللی و حتی ملی مسائل اقتصادی و دیپلماتیک اولویت اول باشند ولی در سطح فردی و گروهی حرف اول و آخر را ایدئولوژی می‌زند. این دقیقا همان تئوری‌ای ست که ایران با توجه به آن استراتژی خود در قبال سوریه را ساماندهی کرده و بر اساس آن به هیچ هم‌زیستی مسالمت آمیزی در کنار معارضین دولت سوریه خوش بین نیست.

ترامپ نمی‌تواند رابطه مسکو و تهران را تخریب کند

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در خبرگزاری اسپوتنیک :

https://ir.sputniknews.com/opinion/201701032113368

در جامعه کارشناسی ایران پیش فرض اشتباهی در باب روابط روسیه و ایالات متحده وجود دارد مبنی بر اینکه رابطه میان پوتین و ترامپ به ضرر تهران خواهد بود. استدلال کارشناسان مذکور نیز همراهی روسیه با ایالات متحده در تصویب قطعنامه‌های پیشین شورای امنیت سازمان ملل بر علیه ایران می‌باشد.

باید تاکید کرد تصویب قطعنامه‌های فوق در برهه زمانی‌ای رخ داده که ایران اساسا دارای رابطه ضد با روسیه بوده و این دو کشور دارای منافع مشترکی نیز نبودند. امروز ایران به بازیگری مهم در عرصه بحران خاورمیانه تبدیل شده و با توجه به آنچه از پوتین انتظار می‌رود، وی هرگز به واسطه گرایش نسبی ترامپ به سوی مسکو روابط خود با تهران را تخریب نخواهد کرد.

آزادی حلب پایان جنگ سوریه نیست

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در خبرگزاری جمهور :

http://jomhornews.com/doc/article/fa/89201

در باب شاخصه‌های استراتژیک حلب، مسئله‌ای که حائز اهمیت است، درک صحیح شرایط کنونی‌ست. شرایط فعلی در حلب و سوریه یک شرایط بحرانی و جنگی‌ست و از این روی شاخصه‌های استراتژیک حلب نیز دچار تغییر شده اند. حلب دیگر مرکز اقتصادی سوریه نیست، شاهراه‌های اقتصادی این کشور به حلب ختم نمی‌شوند، حلب دروازه اصلی راه‌های ترکیه به عراق نیست و حتی بر خلاف اعتقاد اکثر کارشناسان امور بین الملل، استیلای بر شهر حلب تسلط بر شمال سوریه را سهل نخواهد کرد. امروز شهر حلب بعد از شش سال جنگ تلی از آوار است که مرتبط دانستن آن به اقتصاد سوریه کاملا بی معناست.

اهمیت شهر حلب در حال حاضر تنها مبتنی است بر شرایط جنگی. این شهر که مرکز گروه‌های جبهه النصره یا جبهه فتح الشام و احرار الشام بوده، در مواقع ائتلاف نیروهای معارض دولت سوریه به یکی از مراکز ائتلاف جیش الفتح نیز تبدیل می‌شد و از آنجا که این دو گروه و ائتلاف فوق الذکر از بزرگترین گروه‌های معارض دولت سوریه محسوب می‌شوند، اهمیت پیروزی در حلب دارای ویژگی‌های پاندولی بوده و می‌توان ادعا کرد پیروزی اخیر دولت سوریه و همپیمانانش بیش از آنکه به سود دولت سوریه باشد، به واقع به زیان مخالفان بوده است. از این روی پیروزی نیروهای دولتی سوریه در شهر حلب سبب تغییر استراتژی تمام بازیگران حاضر در بحران سوریه خواهد شد.

ترکیه که پیش از این قصد استیلا بر چهار شهر جرابلس، الباب، اعزاز و حلب و نهایتا ایجاد منطقه امن تحت حفاظت خود در شمال استان حلب را داشت تا اولا از ایجاد کریدور نیروهای کرد در مرز خود جلوگیری کرده و ثانیا با در دست داشتن منطقه‌ای قابل توجه از لحاظ محیطی با استقرار نیروهای معارض دولت سوریه و عمدتا نیروهای احرار الشام تحت لوای ارتش آزاد سوریه به بازیگری با قدرت در بحران سوریه بدل شود، اکنون یا باید چهار ضلعی خود را به سه ضلعی جرابلس، الباب و اعزاز تبدیل کند یا با تلاش برای کنترل حداکثری منبج، خلاء شهر حلب را مرتفع سازد.

نیروهای معارض دولت سوریه دو روند را در پیش خواهند گرفت. اقلیت نیروهای احرار الشام و جبهه النصره که تحت حمایت ترکیه هستند به سمت الباب و اعزاز و اکثریت نیروهای این گروه‌ها به همراه گروه فیلق الشام و مرکزیت ائتلاف جیش الفتح نیز به سوی ادلب پیش خواهند رفت. این گروه‌ها که هم اکنون در روستاها و شهرهای کوچک قسمت جنوب غرب استان حلب، نوار شمالی استان حما، قسمت شمال شرق استان لاذقیه و اکثر مناطق استان ادلب استقرار دارند با کمک حامیان خارجی خود یعنی ایالات متحده و عربستان در صدد خواهند بود تا مرکزیت موقت خود را در آنجا برپا دارند.

با تثبیت تسلط فعلی ارتش سوریه بر حلب، درگیری‌های سوریه مجددا و این بار توسط روسیه و ایران وارد حوزه دیپلماسی خواهد شد و این به معنای تلاش کشورهای حامی معارضان دولت سوریه جهت جبران شکست نظامی و ایجاد برگ‌های برنده در مذاکرات دیپلماتیک است. از این روی و با توجه به این مسئله که نیروهای دولت سوریه با کمک ائتلاف نیروهای شیعه و روسیه موفق به بازپس گیری شهر حلب شده‌اند، باید نظاره کرد که آیا نیروهای دولتی سوریه توانایی حفظ شهر حلب آن هم در شرایطی که حفظ این شهر به پتانسیلی بالا در حد حفظ دمشق نیاز دارد را دارند یا خیر.

آزادی حلب و آینده بحران سوریه

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در خبرگزاری اسپوتنیک :

 https://ir.sputniknews.com/opinion/201612192074254

در باب اهمیت استراتژیک حلب باید خاطر نشان کرد، در زمان کنونی این شهر کاملا فاقد شاخصه‌های اقتصادی و هژمونیک قبل از بحران سوریه است.

و تنها شاخصه حقیقی این شهر که امروز به ویرانه‌ای بیش شبیه نیست، مبتنی‌ست بر خصوصیات ژئواستراتژیک جنگی مانند موقعیت راهبردی اتوبان کاستیلو و به واقع آنچه در شهر حلب رخ داده بیش از اینکه یک پیروزی به یاد ماندنی برای نیروهای دولت سوریه و همپیمانان بشار اسد باشد، شکستی‌ست سخت و استراتژیک برای معارضان دولت سوریه.

ترامپ نمی‌تواند از مسکو امتیاز بگیرد

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در خبرگزاری اسپوتنیک :

https://ir.sputniknews.com/opinion/201611232013775

مواضع ترامپ در دوره انتخابات به نوعی بوده که ناظران را به بهبود روابط ایالات متحده و روسیه خوشبین کرده، اما چالش‌هایی بر سر تحقق این مهم وجود دارد.
در وهله نخست باید اذعان کرد سیاست‌های بین الملل دو کشور پیرو اصولی مشخص و از قبل تعیین شده است که این اصول عاری از مسائل ایدئولوژیک نیست. مسائلی مبتنی بر آرمان‌های ناسیونالیستی بجای مانده از جنگ سرد و دوگانه‌های شرق و غرب یا کمونیسم و کپیتالیسم. از این روی شخص ریاست جمهوری در دو کشور و خصوصا در ایالات متحده توانایی چندانی برای تغییر سیاست‌های کلی معطوف به کشور مقابل ندارد. البته این به معنای عدم تغییر استراتژی دو کشور در مقابل هم نیست و اصولا آنچه در بیش از نیم قرن اخیر در روابط دو کشور دچار تغییر شده، همانا استراتژی دو کشور در جهت نیل به سیاست‌های کلان از پیش شده معطوف به هم بوده است.

اما آیا تغییر استراتژی دوره ترامپ در مقابل مسکو به تغییر محسوس در شکل روابط دو کشور و به بیانی بهتر، به نزدیکی دو کشور خواهد انجامید؟

بن بست استراتژیک عربستان در مقابل ایران

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در خبرگزاری اسپوتنیک :

https://ir.sputniknews.com/opinion/201610231935313

با بررسی اتفاقات یک سال اخیر میان ایران و عربستان سعودی می‌توان به این نتیجه دست یافت که نوعی گرایش به ایجاد تنش و آشوب در رفتار سعودی و در مقابل آن نوعی رفتار مبتنی بر بازداری از سوی ایران در دستور کار دو کشور قرار گرفته است که با وجود دلایل کافی برای آغاز درگیری‌های نظامی، سبب جلوگیری از این امر شده است.
البته در اینجا باید این نکته را نیز یادآور باشم که اولا درگیری نظامی لزوما به معنای جنگ تمام عیار نیست و ثانیا بروز جنگ میان قدرت‌های منطقه خاورمیانه، به دلیل هم سطح بودن تقریبی قدرت نظامی، اصولا امری بسیار بعید می‌باشد. بعد از آغاز تغییرات ژئوپلتیکی خاورمیانه در سال 2001 و تغییر حکومت کشورهای افغانستان و عراق بر اثر جنگ ایالات متحده، در پی آن تغییر شکل و فرم گروه‌های تروریستی در این منطقه و نهایتا تغییر در حاکمیت کشورهای منطقه بر اثر بروز جنبش‌های مردمی، توازن قدرت در خاورمیانه از سوی جبهه اعراب به طرف جبهه ایران تغییر کرد که نمونه‌های آن را در استیلای هژمون ایران در کشورهای یمن، لبنان، عراق، سوریه و… می‌توان ملاحظه کرد. طبیعتا زمانی که حکام سعودی خود را پیشوای اعراب دانسته و در پی ایفای نقش برادر بزرگتر اعراب باشند، تضعیف جبهه اعراب در وهله نخست آنها را به واکنش وا خواهد داشت. از این روی عربستان سعودی برای مقابله با جبهه تحت استیلای ایران چند راهکار عمده را در دستور کار قرار داد.

راهکار اول عربستان به انزوا کشاندن ایران، تضعیف ژئوپلتیک ایران و در نهایت برتری ژئوپلتیک بر ایران در منطقه بوده است که با توجه به عدم ارتباط میان ایران و غرب در سالیان گذشته به واسطه تحریم‌ها، راهکاری مناسب برای عربستان محسوب میشد. لیکن این طرح با توافق ایران و غرب بر سر مسئله هسته‌ای و ایجاد رابطه میان ایران و غرب عملا با شکست رو به رو شده و امروزه به طور تصنعی و در سطوح پایین حکومت‌های غربی در جریان است که طبعا کارایی لازم را برای عربستان نخواهد داشت.

سیستم کاندیداتوری ریاست جمهوری ایالات متحده دچار ضعف است

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در خبرگزاری اسپوتنیک

https://ir.sputniknews.com/opinion/20160930/1881754.html

اولین مناظره نامزدهای ریاست جمهوری ایالات متحده انجام شد و دو نامزد رو در روی هم به شطرنج شفاهی پرداختند. مناظره‌ای تماشاگر پسند و هالیوودی. در یک سو دونالد ترامپ که بر خلاف همیشه پرخاشگری را به بذله گویی ترجیح داده بود و در سوی دیگر هیلاری کلینتون که با خنده‌های تصنعی سعی در عصبی کردن ترامپ داشت.
ترامپ بر خلاف همیشه با ادبیات محترمانه و با واژه "خانم وزیر" کلینتون را خطاب قرار می‌داد و کلینتون نیز بر خلاف همیشه با لحنی نه چندان محترمانه با واژه "دولاند" طرف مقابل را مخاطب قرار داد تا اینگونه یاد مک دونالد را در ناخودآگاه بینندگان زنده کرده و باعث تمسخر ترامپ شود. ضلع سوم این شو تلویزیونی هم لستر هولت مجری سرشناس بود. اولین سیاه پوست مجری مناظرات انتخاباتی ایالات متحده در قرن بیست و یکم. هولت در این مناظره بارها دست روی نقاط حساس کارنامه شخصی ترامپ گذاشت اما به هیچ یک از موارد چالش برانگیز در مورد کلینتون اشاره‌ای نکرد.

تنش میان ایران و عربستان ادامه خواهد داشت

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در خبرگزاری اسپوتنیک

https://ir.sputniknews.com/opinion/20160910/1841028.html

بعد از گذشت هشت ماه از قطع ارتباط دیپلماتیک تهران و ریاض به دلیل سلسله وقایع رخ داده در دور تازه اختلافات ایران و عربستان، تمام رخدادهای معطوف به این دو کشور در جهت ایجاد فاصله بیشتر میان آنهاست، از اقدامات سیاسی و نظامی تا لحن رهبران دو کشور در باب مسائل مشترک.
عربستان به دلیل ترس از استیلای هژمون ایران بر خاورمیانه که آن را محصول عادی سازی روابط تهران با غرب و پیرو برجام می داند، سعی در ایجاد تنش میان دو کشور دارد که اتخاذ استراتژی موازنه تهدید در راستای ایجاد ائتلاف فوری میان مدت در مقابل ایران، آنها را بیش از پیش محتاج بحران سازی کرده است. از سوی دیگر تهران که نشان داده بود از توانایی حل مشکلات بین المللی در صحنه دیپلماسی برخوردار است با مشکل بزرگ بسته شدن سفارت‌ها و قطع روابط دیپلماتیک که محصول تصمیمات شتاب‌زده و مبتنی بر هیجان بوده مواجه شده است. تفکر جمعی و تاریخی ایرانیان، موضع گیری قدرتمند در مقابل عربستان را امری ارزشمند قلمداد می‌کند و این مسئله سبب موضع گیری مقامات ایرانی در مقابل عربستان به اشکال گوناگون و غالبا در چهارچوب تهدیدهای پرطمطراق شده. اما رفتار عربستان تا حدودی خارج از عرف معمول است.

ائتلاف شکننده عربستان، مصر و ترکیه

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در خبرگزاری جمهور افغانستان :

http://jomhornews.com/doc/article/fa/80691

مسائل خاورمیانه در یک سال اخیر منجمله توافق ایران و غرب، تیره شدن رابطه مسکو و آنکارا، قطع روابط تهران و ریاض، نفوذ ائتلاف ایران، روسیه و حزب الله لبنان، تغییر استراتژی ایالات متحده در قبال خاورمیانه و تمرکز بر شرق آسیا و در کنار آنها ناکار آمدی سیاست های نظامی سعودی ها در قبال یمن و سوریه، سلمان بن عبدالعزیز را وادار به گرایش به سمت راه حل دیپلماتیک برای خروج از وضعیت فعلی کرده است.

پادشاه سعودی با ملحوظ داشتن احتمال تغییر مواضع کاخ سفید نسبت به سعودی به تبع تغییر سیاست های ایالات متحده در قبال خاورمیانه، به فکر ایجاد ائتلافی در جهت مقابله با نفوذ ائتلاف ایران و روسیه در خلاء قدرت ناشی از عدم حضور یا حضور کمرنگ ایالات متحده در خاورمیانه است که مذاکرات اخیر وی با عبدالفتاح سیسی و رجب طیب اردوغان نیز در رابطه با همین مسئله می باشند.

اما آیا به واقع چنین ائتلافی پتانسیل شکل گیری دارد؟

چالش اول ملک سلمان برای نایل آمدن به هدف بزرگ خود، عادی سازی روابط میان آنکارا و قاهره است. بحران سوریه مسبب شرایطی ست که ترکیه را بر سر سه راهی ژئوپولتیک قرار داده به گونه ای که اردغان باید میان ادامه نفوذ ائتلاف ایران و روسیه در سوریه و به تبع آن بر بخش عظیمی از لبنان و عراق، تشکیل دولتی مستقل از گروه های کرد در مرز خود، و قدرت بخشیدن به نیروهای هم جهت با اخوان المسلمین در سوریه که بطور بالقوه تحت نفوذ اردوغان هستند، یک گزینه را انتخاب کند که طبیعتا تاکید آنکارا بر گزینه سوم خواهد بود. این مسئله اولین تفاوت استراتژیک میان ترکیه و مصر می باشد که با توجه به شرایط حاکم بر مصر و جدل میان ارتش و اخوان بر سر قدرت، حل آن ساده به نظر نمی آید.

در سوریه چه کسی، کجا، با چه کسی می‌جنگد؟

نویسنده : مانی محرابی

منتشر شده در خبرگزاری اسپوتنیک :

http://ir.sputniknews.com/opinion/20160905/1832337.html

سوریه درگیر جنگی ست که با توجه به ابعاد آن از لحاظ گوناگونی گروه‌ها، افکار و کشورهای درگیر، بسیار فراتر از یک جنگ داخلی و حتی منطقه‌ای بوده و با گذشت بیش از پنج سال از شروع آن شاید بکار بردن واژه جنگ جهانی برای اشاره به آن دیگر چندان اغراق آمیز به نظر نرسد. اما در این میان آنچه ناظران و حتی تحلیلگران را دچار سردرگمی کرده، پیچیدگی این جنگ از لحاظ درگیری میان گروه‌های حاضر در سوریه است. اینکه کدام گروه کدام منطقه را در اختیار دارد و دقیقا با کدام گروه می‌جنگد! در یادداشت پیش رو تحلیلی خواهیم داشت بر این مسئله.

دولت سوریه تمام مناطق استان سویداء بجز قسمت شمال شرق را در اختیار دارند و در منطقه شمال شرق این استان با داعش درگیر هستند. قسمت شمالی استان درعا و یک نوار عمودی به عرض بیست تا ده کیلومتر از شمال تا ده کیلومتر مانده به مرز جنوبی استان درعا در اختیار دولت سوریه و مناطق شرقی و غربی این استان در اختیار ائتلاف جبهه جنوبی است که این منطقه صحنه نبرد این دو گروه می باشد. ضمن اینکه منطقه کوچکی در شرق شهر خبب در این استان در اختیار داعش و صحنه نبرد داعش و ائتلاف جبهه جنوبی است. استان قنیطره در اختیار ارتش آزاد سوریه بوده که در شمال این استان با دولت سوریه درگیر است. نیمه غربی استان ریف در اختیار دولت سوریه است که در مناطق بیت جن، خان الشیخ، سرغایا، شرق شهرستان القطیفه و شرق منطقه غوطه با جبهه النصره و در شهر حجر الاسود با داعش درگیر هستند. در شرق استان ریف که عمدتا در اختیار جبهه اسلامی می‌باشد دولت سوریه از سمت غرب و جبهه اسلامی از سمت شرق با داعش در شهر بیر قصب و در شمال شرقی این منطقه نیز دولت سوریه و جبهه اسلامی درگیری‌های پراکنده‌ای دارند. در استان حمص بجز شهرهای شمالی شهر حمص یعنی تلبیسه، الرستن، حوله و تلدو که در اختیار جیش الفتح است سایر مناطق غربی استان تحت کنترل دولت سوریه می‌باشد. در منطقه غربی استان حمص، حدفاصل شهرهای پالمیر، القریتین و شهر الفرقلس در اختیار دولت سوریه است و شمال شرق، شرق و جنوب شرق ناحیه فوق الذکر در اختیار داعش بوده و مرز میان این مناطق صحنه درگیری‌های داعش و دولت سوریه است. در استان حمات نوار باریک شمالی از شمال الرهجان تا منتهی الیه غربی این استان در اختیار جیش الفتح و جیش النصر، منطقه جنوب غرب شهر سلمیه تحت تسلط جیش الفتح، منطقه شرق شهر سلمیه از شرق السعن در اختیار داعش و سایر مناطق در اختیار دولت سوریه است که مرز شمالی این استان و استان حلب در حدفاصل شمال شهرهای الرهجان و اثریه جزو مناطق فوق الذکر می‌باشد. این استان در تمامی مناطق هم مرز میان مناطق تحت کنترل گروه‌های مختلف صحنه درگیری میان دولت سوریه، داعش، جیش الفتح و جیش النصر است. استان طرطوس به طور کامل تحت کنترل دولت سوریه و استان لاذقیه بجز منطقه شمال شرق که تحت کنترل جیش الفتح و جبهه النصره و صحنه نبرد این دو گروه و دولت سوریه است، کاملا در اختیار دولت سوریه می‌باشد. شهر دیرالزور در استان دیرالزور در اختیار دولت سوریه، راس شمالی این استان و نیمه شمالی مرز استان دیرالزور و استان حسکه در اختیار نیروهای کرد و منطقه ابوخشاب در اختیار جبهه النصره است. باقی مناطق استان دیرالزور به طور کامل تحت کنترل داعش و مناطق هم مرز با نواحی تحت کنترل کردهای سوریه و دولت سوریه نیز صحنه درگیری میان آنها و داعش است. در استان حسکه منطقه قامشلی، منطقه کوکب در شرق شهر حسکه و نیمه جنوبی شهر حسکه در اختیار دولت سوریه، راس جنوبی استان در اختیار داعش و سایر نقاط کاملا در اختیار کردهای سوریه می‌باشد که مرز مناطق فوق الذکر صحنه نبرد کردهای سوریه با دولت سوریه و داعش است. استان ادلب بجز منطقه معره مصرین که در اختیار دولت سوریه است تمام مناطق به طور کامل تحت تسلط جیش الفتح، جبهه النصره و احرار الشام می‌باشد که منطقه معره مصرین صحنه درگیری‌های دولت سوریه و گروه‌های فوق الذکر است. در استان رقه، خطی افقی به موازات جنوب ناحیه عین عیسی مرز میان داعش و کردها است. در جنوب این مرز داعش و در شمال آن کردها قرار دارند که خطی عمود از شهر تل ابیض هم مرزی ست که بر شرق آن کردهای سوریه و برغرب آن یگان‌های مدافع خلق تسلط دارند. مرز میان کردها و داعش در این استان صحنه نبرد دو گروه کرد با داعش است. شمال شرق استان حلب یعنی منطقه عین العرب یا کوبانی، شرق رودخانه فرات و ناحیه کوچکی در شمال شهر حلب در اختیار یگان‌های مدافع خلق و شمال غرب این استان یعنی منطقه عفرین در اختیار کردهای سوریه است. جبل سمعان جنوبی و اتارب، جنوب، شرق، شمال و شمال شرق شهر حلب در اختیار جیش الفتح، جبهه النصره، احرار الشام، جیش النصر و دیگر گروه‌های معارض سوری و منطقه غربی اعزاز تحت تسلط جیش الفتح ست. جرابلس بجز قسمت شرقی آن، منبج بجز قسمت شمال شرق، الباب بجز منطقه جنوب غرب، دیر حافر و شرق اعزاز در اختیار داعش است. سفیره، شمال غرب دریاچه جبول، جبل سمعان شمالی، غرب و جنوب غرب  شهر حلب تحت تسلط دولت سوریه است. قسمت شرقی جرابلس نیز در اختیار دولت ترکیه است. در تمام نواحی شهر منبج یگان‌های مدافع خلق و داعش، در شرق منطقه جرابلس یگان‌های مدافع خلق با دولت ترکیه و در تمام نواحی شهر حلب دولت سوریه، جیش الفتح، جیش النصر و یگان‌های مدافع خلق با هم درگیر هستند. در اعزاز جیش الفتح از سمت شرق با داعش و از سمت غرب با کردهای سوریه و در جنوب این منطقه داعش با کردهای سوریه درگیر هستند. در منطقه الزهرا دولت سوریه از جنوب با جیش الفتح و از شرق و شمال با کردهای سوریه درگیر است. مرزهای میان سفیره و جبل سمعان جنوبی نیز صحنه نبرد دولت سوریه با جیش الفتح و جیش النصر است.